کتاب txt برای موبایل K900+( ديوانهای بر بام - عزيز نسين ترجمهی احمد شاملو)
– «… يه ديوونه رفته رو بوم!»
سراسر کوچه، از جمعيتی که برای تماشا آمده بودند پر شده بود. اول از کلانتری محل اتومبيلهای پليس رسيد، بعد هم بلافاصله ماشينها و مأمورين آتشنشانی با آن نردبانهای درازشان.
مادر بدبختش از پايين التماس میکرد:
– «عزيز جانم، پسرکم! بيا پايين قربونت برم. بيا پايين قربون قدت بگردم!»
و ديوانه، از بالای بام جواب میداد:
– «نه … اگه منو ريشسفيد اين محل میکنين که خوب و گرنه خودمو پرت میکنم پايين!»
مأمورين آتشنشانی توری نجات را وا کرده بودند که اگر ديوانه خودش را پرت کرد، بگيرندش … يک دستهی نه نفری گوشههای توری را نگهداشته بودند. ديواانه، هی اين طرف بام میدويد و هی آن طرف بام میدويد، و مأمورين بيچاره هم به دنبالش … بدبختها از بس اين ور و آن ور دويده بودند عرق از هفت بندشان راه افتاده بود
دانلودپسورد:nama
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 9:14 توسط شهرام
|